وقتی میره اون کسی که دوسش داریم ،

وقتی میره اون کسی که دوسش داریم ،
جای خالیش اذیت میکنه
و دلمون گر میگیره ،
ساکت میشیم و گوشه گیر ،
نه که حرف نداشته باشیم
نه ،
دل گفتنه که نداریم...
یکم میگذره و یخ رفتن آدم مهمه ذره ذره آب میشه ،
رد چنگ خشک میشه رو دلمون و شب ،
دوباره لبخند میزنیم ،
هرچند سخت ،
هرچند تلخ...

دنیای لعنتی که فرصت فکر کردن نمیده ،
تند تند میگذره ،
رد میشه
و میمونه یه رد عمیق تو ذهنمون ،
میمونه یه فکر آزار دهندهٔ غیر دائمی ،
ما هم میشیم همون آدم قبلی ،
با همون دنیای قبل ،
گاهی چشممون میفته یا دستمون میخوره
به اون رد عمیق و بغض میشینه
به گلومون و شاید یه خط باریک اشک ،
همین ،
از اون همه درد ،
میمونه همین....
شاید درد رفتن خوبای زندگی هم واکسن غصه های بعدیمون باشه ،
کسی چه میدونه..؟
دیدگاه ها (۱)

خطر اسپویل از ناول :توی ناول، بعد از اینکه همه چیز تموم میشه...

نمی‌دونم چرا امشب دوباره یاد بعضی چیزا افتادم.از اون خاطره‌ه...

وقتی اومد، گفت: «من با همه فرق دارم. پناهت میشم، تکیه‌گاهت م...

فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @karlykar...

آدم‌ها فکر می‌کنند رفتن، نقطه‌ی پایانِ یک رابطه است؛ اما حقی...

پارت هفتم نه.من داشتم برای زندگیم گریه میکردم.برای اینکه یه ...

عاشقانه های شبنم

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

تولدت مبارک به یکی از عزیزترین آدم‌های زندگی من... 🤍🎂نمی‌دون...

یوکی با چشمای گرد به گیو نگاه میکنه و سعی میکنه فکر نکنه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط