چندپارتی نامجون
چندپارتی نامجون
Part¹
مثل همیشه،ات توی آشپزخونه بود و داشت برای شام آشپزی میکرد.میدونست هیچوقت نمیتونه مثل بقیه،با کسی زندگی کنه که اونم عاشقش باشه؛کاش میشد که عشقش یه طرفه نبود.
نامجون هم نشسته بود روی کاناپه و با کلافگی،با لپ تاپش وَر میرفت.
(علامت ها:ات_
نامجون+)
+ات باید یه چیزی بهت بگم
با چهره ای سرد و بی روح نگاهش کردم
_چیه باز؟!
+پدر و مادرم...
_چیه؟!بازم تصمیم برای زندگی ما؟!چرا مارو زندانی کردن و نمیزارن مثل یه آدم زندگی کنیم؟!
Part¹
مثل همیشه،ات توی آشپزخونه بود و داشت برای شام آشپزی میکرد.میدونست هیچوقت نمیتونه مثل بقیه،با کسی زندگی کنه که اونم عاشقش باشه؛کاش میشد که عشقش یه طرفه نبود.
نامجون هم نشسته بود روی کاناپه و با کلافگی،با لپ تاپش وَر میرفت.
(علامت ها:ات_
نامجون+)
+ات باید یه چیزی بهت بگم
با چهره ای سرد و بی روح نگاهش کردم
_چیه باز؟!
+پدر و مادرم...
_چیه؟!بازم تصمیم برای زندگی ما؟!چرا مارو زندانی کردن و نمیزارن مثل یه آدم زندگی کنیم؟!
- ۳.۲k
- ۱۸ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط