Which one

Which one
part 13

قشنگ معلوم بود که مست بود اومد سمتم و بدون توجه به همه چی
من رو مثل یک گونی سیب‌زمینی انداخت روی شونش
من هرچی جیغ میزدم و ورجه وورجه میکردم فایده ای نداشت خدمتکار ها هم همشون خواب بودن و بادیگارد ها هم انگار هماهنگ شده بودن هیشکی صدای منو نمیفهمید با اینکه انقدر جیغ میزندم
من رو انداخت رو صندلی عقب ماشینش و

شروع به حرکت کردی خیلی هم تند میرفت
من خیلی ترسیده بودم که
نکنه میخواد باهام کاری کنه
نکنه میخواد انتقام بگیره
یا نکنه ...... نه نه نمیتونه اون باشه
یه خودم اومدم و سرش داد زدم و گفتم
ن. چراااااااااااااا جوابممممممممممم رو نمیدییییییییییییی
ک...........
ن. هیییییییییییییییی مگه با تو نیستممممم
همینجوری انقدر داد زدم تا خسته شدم
یکم بعد رسیدیم دم امارت اومد و من رو دوباره انداخت رو کولش و برد تو امارت

من هم که کاری نمیتونستم بکنم
آخرش رسیدیم داخل امارت هیشکی نبود و همه امارت خالی بود بجز چند تا بادیگارد دم در
به سمت اتاقم حرکت کرد و رفت تو اتاقم من رو انداخت پایین و من دوباره شروع کردم

چرااااا منو. آوردی اینجا
خودم میتونستم بیام اگه میخواستم
آخه چرا انقدر فوضولی تو
اصلا به تو چه
من همینجوری داشت غر غر میکردم که هی اومد جلو جلو تر و من هم هی میرفتم عقب تا اینکه رسیدم به دیوار و دیگه نمیتونستم برم عقب
ولی اون همینجوری اومد جلو و من رو بین دستاش زندانی کرد صورتش رو آورد جلو جوری که گرمی نفساش رو حس میکردم
و با صدای بم و خماری در گوشم گفت

ک. بار آخرت بود که از خونه فرار میکنی جوجه میدونی که بابایی طاقت دوری تو نداره (خنده تو گلویی)
من همونجا خشکم زده بود و تو چشماش زل زده بودم آب دهنمو بزور قورت میدادم
خیلی از این جملش تعجب کرده بودم آخه یعنی چییییی
اصلا لحنشم اینجوری نبود که بخواد اعتراف کنه
بعدش هم ازم فاصله گرفت و رفت بیرون از اتاق

واییییییییییی خداااااااااااااا این چه زندگی عنیه
آخه یکی نی بگه دردت چی بود
زندگی به اون آرومی داشتی تو آمریکا حالا اومدی اینجا که فقط عذاب بکشی
بابام خدابیامرز یه چیزی میدونست نمی‌خواست وارد این بازیا شم

رفتم تو تختم ولی خوابم نبرد داشتم رفت همون موضوع فکر میکردم که چشمام گرم
شد و خوابم برد
اما دوباره همون مرد لعنتی آخه چی از جونم میخواد ولم کن دیگه
بیدار شدم که برم یک لیوان آب بخورم
یهو یه ایده ای به ذهنم رسید

نکنه این شخصی که میاد به خوابم و چهرش یادم نمونه کوکه
نه نههه نمیتونه اون باشه
آخه ولی چاقو حرف های امشبش همشون شبیه اون بود
نه بابا چی میگی اون امشب مست بود

به هر حال با یه بدبختی گرفتم و خوابیدم

صبح

صبح بود هرچند که نتونستم بخوابم بلند شدم و رفتم تو آشپزخونه که یهو جیمین رو دیدم
ن. سلام صبح بخیر
ج. عوااا چشمام درست میبینم خواب که نمیبینم
خندیدم و گفتم
ن. نه خواب نمیبینی
دستش رو کرد تو جیبش و و سرش رو آورد سمت من
ج. پس چیشده که خانم تشریف آوردن خونه
ن. هعییی داستانش مفصله راستی تو العان نباید سرکار باشی
ج. یادت رفته ها امروز روز مهمونی توعه ناسلامتی همه داریم بخاطر تو آماده میشما
یکی زدم به پیشانیم و گفتم
ن. ای وای من امروز نوبت ناخن دارم
سریع از جیمین خداحافظی کردم و رفتم داخل اتاقم



کلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی
یه عزیزی دهن منو سرویس کرد بفرما اینم پارت جدید پارم کردی جیگر😂💕
شرطا
لایک ۳۰
کامنت ۲۵
بازنشر ۱۵
شرطا رو زود برسونید خوشگلا
اسلاید اول ناخن هاش و دوم لباسش
دیدگاه ها (۴)

which one part 12اما حیف که دور بودن کاریش هم نمیشد کرداما و...

which one part 11ک. این وقت شب اینجا چیکار میکنی(جدی) ن. خب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط