داشتم باهاش دوست میشدم

داشتم باهاش دوست میشدم
شروع کردم به خوندنش
حرف زدن باهاش
خواهش
ی مرخصی گرفتم
ک بتونم دلموباهاش صاف کنم
نشد
نتونسم
نخاس
میخام گناه کنم
ازاون گناهایی ک مزش تلخه
شایداینجوری خالی بشم


`°`آغازبدبودنم مبارک`°`
دیدگاه ها (۹)

چـراباسیـگارمخـالفـی؟ازخـاطرات تـوکه تـلخ ترنیست!ازچـشمان تـ...

دلـمـ ــ ارومـ ــ نـمـیـشـ ـه#کـپـی

فــصــل امــتــحــانـاتمـن جــزمــــروررنـگ چـشــمـانــتوخــ...

تـــــو را میــــخـــواهـــمدر ایــــن جملــــهـ اندوهیـستــ...

رمان غریبه کوچولو

I need you're body 2part 2از آسانسور پایین شدم که با صحنه ای...

#نهنگ_پنجاه_دو_هرتز #پارت_هشتمویو تهیونگ*وقتی به اون محل رسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط