من به خدا گفتم: امروز پیامبری از کنار خانه ما رد شد.

من به خدا گفتم: امروز پیامبری از کنار خانه ما رد شد.
امروز انگار اینجا بهشت است.
خدا گفت: کاش می دانستی هر روز پیامبری از کنار خانه تان می گذرد و کاش می دانستی بهشت همان قلب توست.
از کتاب پیامبری از کنار خانه ما رد شد اثر عرفان نظر آهاری
دیدگاه ها (۱۷)

آمدی جانم بسوزی ســـــوختی دیگر بروآتش جانم شـــــدی دل سوخت...

وسیع باش...دلتنگ که شدی...منتظر نباش کسی دل گرفته ات را باز ...

«هفت قانون منطقی»1.با گذشته خود کنار بیائید،تا حال شمارا خرا...

گاهی متفاوت باشبخشش را ازخورشید بیاموزکه ترازوئی نداردسبک وس...

دوستت دارم...مثل عطرِ باران که آرام‌آرامدر کوچه‌های خیسِ دلت...

عاشقانه های شبنم

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

⁨⁨تو نقطه‌ضعفم را نمی‌شناختی؛ سال‌ها نگهبانش بودیاجازه بدهید...

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

✈️ چند روز بیشترپارت ۲۱شب، وقتی به فرودگاه رسیدن، خانواده‌ی ...

من اگر یک روزخدا را ببینم،نه از بهشت می‌پرسم،نه از جهنم.فقط ...

خوب و بد هر چیزی بستگی به "حال دلت" دارد.پاییز و زمستان با ه...

وقتی می‌خندی، دنیای من دگرگون می‌شود؛ انگار در آن لحظه‌ها تم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط