هوای دود گرفته ی این شهر
هوای دود گرفته ی این شهر
اگر خفه نکند مرا،
خاطرات تو،
در بن بستی ناغافل
یک روز ،
دست می اندازد و
یقه ی مرا می گیرد و
خفه ام می کند.
....
.
به شماره افتاده اند،
نفس هایی که بی حضورتو ،
در بین شمارگان هندسه وار زندگی
جایی برای حلول ندارند.
کاش بودی و میدیدی چگونه
کنج چشم انداز خانه زانو بغل کرده ام
دلم از دوریت رنگ برگ درختان شده
البته نه سبز بلکه نارنجی وخشک
.
.
بی معرفت،
دلم برای لمس نگاهت ،
گرمای نجیب دستهایت
و
شنیدن ضربان تنفس ات ،
تنگ شده است ."
اگر خفه نکند مرا،
خاطرات تو،
در بن بستی ناغافل
یک روز ،
دست می اندازد و
یقه ی مرا می گیرد و
خفه ام می کند.
....
.
به شماره افتاده اند،
نفس هایی که بی حضورتو ،
در بین شمارگان هندسه وار زندگی
جایی برای حلول ندارند.
کاش بودی و میدیدی چگونه
کنج چشم انداز خانه زانو بغل کرده ام
دلم از دوریت رنگ برگ درختان شده
البته نه سبز بلکه نارنجی وخشک
.
.
بی معرفت،
دلم برای لمس نگاهت ،
گرمای نجیب دستهایت
و
شنیدن ضربان تنفس ات ،
تنگ شده است ."
- ۲.۲k
- ۰۵ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط