سوگند....اینو اون شب که باهات حرف زدم رو دستم با تیغ نوشت

سوگند....اینو اون شب که باهات حرف زدم رو دستم با تیغ نوشتم....نمیتونستم بزرگتر بنویسم چون مامانم میدیدش....دوباره تیغ هارو جمع میکرد......واسه ی همین بزرگشو هم یه جای دیگه نوشتم....ولی نمیتونم عکس بگیرم......خب همینم زیادیه براتون گذاشتم....از پام که ننیتونم عکس بگیرم.....خب بیخیال :-)
دیدگاه ها (۵۵)

#دوست_پسر_شیطون_من Part:6نزدیکای ظهر بود که دیگه تصمیم گرفتی...

سلام به دخترای خودم یادتونه گفتم خوب بشم ۳ تا پارت هدیه میزا...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁰ویو میکا_____ماشین با...

۴۵ لایک و ۱۵ نشر و ۵۰ کامpart : 15به جای کاور این عکسشونو گذ...

THE FIRST KISSPART: 1ویو ات: چند روزه به شدت حواس پرت شدم غذ...

عاشقم باش Part 50

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط