در زمانهای دووووور.....كرمون به دور خورشید می چرخید ....ز

در زمانهای دووووور.....كرمون به دور خورشید می چرخید ....زمین هم به دور كرمون.....یهو زمین و كرمون با هم برخورد کردند.....و چون زمین از كرمون بزرگتر بود یه تیکه از كرمون جدا شد و اسمش شد ماه........به همین خاطر وقتی به یکی میگن چقدر ماهی یعنی چقدر كرمونيه؛ ما كرموني ها هیجوقت سعی نمیکنیم جذاب باشیم بلکه این جذابیته که سعی میکنه با ما باشه .......عجب جمله سنگینی بود دیسک کمروم گرفت
دیدگاه ها (۲۲)

سناریو تهیونگ

صدایی از کامیل نشنید تازه فهمید تو چه موقعیتی هستن. خودشو مر...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت اول: برخوردِ تقدیر[دیدگاه تهیونگ]سلا...

007-پنهان در مه - پارت ۸۱

Which onepart 15من که واقعا هیچی از حرفاش سردرنمیارم معلوم ن...

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت پنجم: تماشایِ کابوس‌هایِ از یا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط