آن شب که تو رفتی و به میخانه نشستم

آن شب که تو رفتی و به میخانه نشستم
آن توبه چند ساله را به صد جرعه شکستم
من دگر از آتش دوزخ نهراسم
که من توبه شکستم
ولی دل نشکستم
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

زلف و رخسار تو ره بر دل بی‌تاب زنندرهزنان قافله را در شب مهت...

عاشقانه های شبنم

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

🧕دختــرِ ایران زمیـن، هجـومِ دشمن ببیـن🚨🚨شعر إخطارِ سنگین در...

*آن شعله که از ديدنت افتاد به جانمآتش زده بر جسم و تن و روح ...

عاشقانه های شبنم

بعضی‌ها فکر می‌کنند وقتی زخمت زدند، قصه‌ات تمام شده؛ نمی‌دان...

هذیان

جاده بی راهه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط