جان خود در ره «اولاد علی» می بازیم

جان خود در ره «اولاد علی» می بازیم
همچو «مالک» به عدوّان ِعلی می تازیم
ای که گویی که خلایق ز ِ«ولی» خسته شدند؛
کوری چشم تو بر «سیّدعلی» می نازیم
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

عاشقانه های شبنم

می رسیم ای قدس همپای شهیدان به حرممغنیه، احمدی روشن و الله ک...

🩵🤍 چشم‌هایت رادر رؤیاییکه پایان نداشت،دیده‌ام...پناهِ روشنِ ...

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیاباده گردان چیست آخر داردارت س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط