این روزها...

این روزها...
بی حواس ترین زن دنیا منم...
که در گذر از میان مردم شهر...
با هر عطری به یاد تو مست می شوم...
و در چهار خانه ی هر پیراهنی شبیه تو بیتوته می کنم...
این روزها...
هستی و نیستی...
و میان بی حواسی های معلقم قدم می زنی...
تو را می گردم در میان تمام کسانی که شبیه تو نیستند...
و سراغ تو را از شلوغ ترین خیابان های شهر می گیرم...
نیستی که نیستی...
و من بی حواس ترین زن دنیا...
حواسم از تو پرت نمی شود که نمی شود...
دیدگاه ها (۷)

جان جانانم #عشقپولیس

صبح آغاز عاشقی است پایان خواب و بی‌خبری در صبح رودخانه حیات ...

دلـتنگـــ ڪہ میشومــ بہ مـ🌙 ـاه مینگرمـ#ولا...

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆بـ؏ـضـے آدَمـهــا شَبـیـهِ مِعجِـزِه‌اَن.....

به نام پناهی که دیگر نیستاما.... خاطراتش برای همیشه در بند ب...

دیدارت، شبیه لحظه‌ای‌ست که بعد از یک روز شلوغ، ناگهان نسیمی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط