پشت شیشه میتپد پیشانی یک مرد

پشت شیشه میتپد پیشانی یک مرد
در تب دردی که مثل زندگی جبری است
و سر انگشتش بر روی شیشه های مات
بار دیگر مینویسد خانه ام خالیست...
#my_new_work
دیدگاه ها (۲)

پارت ۲۵یک شب روی بالکن هتل ایستاده بودیم.جونگکوک از پشت سر ب...

جاسوس پنهان در کادرِ عکسوقتی یک عکس منتشر می‌کنید، هوش مصنوع...

رمان تهکوک

p16مرد از کوچه دور شد و بعد از چند دقیقه به خیابان اصلی رسید...

#حکایت_قدیمی "بشنو و باور مكن"شخصی خسیسی براي پنجره هاي خانه...

مردی که در کنارم بود

روغن هلکسیر اصل درمان کمروپاهاو زانو تلفن۰۹۰۰۷۰۴۹۴۴۲

#آیا_ارواح_میتوان_زنده_شد؟PT:1میا هر شب دقیقاً ساعت سه و هفد...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط