بی انصاف

بی انصاف
این رسمش نبود
آدم که نکشته بودم
عاشقت شدم
خواستم بمانی
که عاشقانه دوستت داشته باشم
که زندگی را زندگی کنم
کاش میفهمیدی
من برای این همه درد کافی نبودم
عزیز من دیگر نبودنت را کم آورده ام
اینکه آسمان بگیرد و هی ببارد
حالم خوب نمیشـود
نفس هایم درد میکند
تو خوش باش...!
تو خوش باش که نبض زندگی
دیگر میلی به زدن ندارد
خبر مرگم عاشقت شدم...!
دیدگاه ها (۲)

وقتی فکر میکنم تو زمان های سختشون یا حتی خوشی حاشون کنارشون ...

رمان تو خود منی

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:8ویو جونگکوک ...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

پارت ۳ویو جونگ کوک شب شده بود امشب با پسرا جمع شده بودیم زیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط