بارانی ام…پره های چتر لای خاطره گیر کرده است…پرنده توی گل

بارانی ام…پره های چتر لای خاطره گیر کرده است…پرنده توی گلویم…سکوت می کنم و نگاهت را درز می گیرم…لای جرز دیوار می مانم…وقتی دردم به درد نمی خورد…آب به ریشه ام می رسد…جوانی ام جوانه می زند…بناست دور این چند سال بپیچم و قد بکشم…تو نیستی و تک گویی هام لابلای صدای ماشین ها رنگ میبازد…قفل کرده ام و به هیچ کلیدی نمی آیم…قرارمان بی قرار بود…بارانی ام را روی رخت آویز کافه جا گذاشته ام…درست کنارآخرین تماس دستهایت…زیر ناودانی زنگ زده بودم…با صدایی زنگار بسته زنگ زده بودم به تو و تو مثل همیشه مرا پشت گوش انداخته بودی…یادت می آید؟ حالا من مانده ام و چتری که پره هایش لای در گیر کرده است…آب به شاخه هایم می رسد…می رسم…کلید می اندازم…خانه آغوش باز می کند و من در کنار دست نوشته های تو گرم می شوم……
دیدگاه ها (۱۰)

دل خوش سیری چند، حرف درگیری نیست اون که مجنون تو بود، دیگه ز...

پلک ها را پایین بکشبهشت چشمانت چقدر هوس انگیز است ..گاهی هوس...

آنه ... تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت وقتی روشنی چشم ها...

اگر چشم شما بلافاصله بعد از دیدن این تصویر، بیشتر میتواند چه...

پارت: 23 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آفتابِ بی‌رحمِ یکشنبه صبح...

پارت: 11 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخر تابستان مثل ی...

پارت: 16 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**یونیفرم سیاه و سفیدِ کارم...

پارت: 14 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سرمای سکوهای فلزیِ ورزشگا...

انگار دردام رفته بود خوابم برد ولی وقتی از خواب بیدار شدم تو...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²دردی در قلبم هست که مرا نمی‌کُشد، اما اصلاً شب...

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

لونا و ويليام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط