مُـבتـ هآستـ تَنهآ چیزیـ ڪہ مَرآ یآב تـפּ مے اَنـבآزَב

مُـבتـ هآستـ تَنهآ چیزیـ ڪہ مَرآ یآב تـפּ مے اَنـבآزَב

طَعنہ هآیـِ בیگَرآטּ اَستـ

شآیَـב اَگَر ایـטּ בیگَرآטּ نَبوבنـב

تو زوבتَر اَز اینهآ بَرایـِ مَـטּ مُرבهِـ بوבی
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

پاییز می رسد ڪه مرا مبتلا ڪندبا رنگـــ‌ های تازه مرا آشنا ڪن...

‌ کمی مرا به "بودنت" دعوت کن به جرعه ای از لبخندت و تکه ای ا...

سلام بر اوڪہ وجودش سرآغازِ عشق استنامش، ترانه‌اے بر لب‌هاے ب...

گاهی وقت‌ها باید با خدا این‌گونه نجوا کرد...خدایا... تو غیر ...

من اگر یڪ روزخدا را ببینمــنه از بهشتـــ می‌پرسمــنه از جهنم...

عاشقانه های شبنم

لابلای تمام خستگی‌هایتیڪی هستڪه حضورش شبیه باران استنه می‌پر...

«در این شب‌های جمعه، وقتی سکوتِ سنگین بر تمامِ هستی چیره می‌...

شیخ رجبعلی خیاط میفرمود:بطری وقتی پر است و می‌خواهیخالی اش ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط