گاهی وقتها باید با خدا اینگونه نجوا کرد...
گاهی وقتها باید با خدا اینگونه نجوا کرد...
خدایا... تو غیر از من، بندههای زیادی داری؛ اما من، جز تو کسی را ندارم...
وقتی همهی راهها به بنبست میرسند، وقتی هیچ دستی برای پناه گرفتن نیست، من میمانم و تو...
پس ای مهربانترین پناه، در شلوغیِ این دنیا مرا به حالِ خودم رها نکن؛ که من اگر تمامِ دنیا را هم از دست بدهم، تا وقتی تو را دارم، هنوز چیزی برای از دست دادن ندارم...
اما اگر تو را نداشته باشم، حتی اگر تمامِ دنیا کنارم باشد، باز هم بیپناهم.
خدایا... من فقط تو را دارم؛ پس مرا برای هیچکس جز خودت تنها نگذار.
.
.
.
خدایا... تو غیر از من، بندههای زیادی داری؛ اما من، جز تو کسی را ندارم...
وقتی همهی راهها به بنبست میرسند، وقتی هیچ دستی برای پناه گرفتن نیست، من میمانم و تو...
پس ای مهربانترین پناه، در شلوغیِ این دنیا مرا به حالِ خودم رها نکن؛ که من اگر تمامِ دنیا را هم از دست بدهم، تا وقتی تو را دارم، هنوز چیزی برای از دست دادن ندارم...
اما اگر تو را نداشته باشم، حتی اگر تمامِ دنیا کنارم باشد، باز هم بیپناهم.
خدایا... من فقط تو را دارم؛ پس مرا برای هیچکس جز خودت تنها نگذار.
.
.
.
- ۲۴.۴k
- ۰۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط