*گل یخ*

*گل یخ*
صبح بیدار شدم اون خواب بود رفتم حمام برام سخت بود صورتمو اصلاح کنم دیگه داشتم عصبی می شدم
در روبا آرنجم باز کردم وبا پا کنار زدمش رفتم بالای سراون که راحت خواب بود
- هی کوچلو بیدارشو
نچ نشنید
- با توه ام
با دست زخمم زدم به بازوش گیج ومنگ چشاشو باز کرد ونگام می کرد بادیدن تیغ تو دستم وحشت زده گفت : بخدا کاری نکردم
خندم گرفت متعجب نگام می کرد
- بیا کمکم کن
برگشتم حمام در رو باز کرد اومد پشت سرم
- چیکار کنم
- بلدی تیغ بزنی
با ترس نگاه تیغ کرد
- نترس
تیغو گرفتم طرفش
- اول خمیر بزن با این
انقدر قیافه اش خنده دار شده بود
- پیشی کوچلو چته شبیه علامت سوال شدی بزن دیگه
- تو که یه دست داری خودت بزن
اخم کردم گفتم : تو بزن
ترسید خمیر رو روی صورتم زد وآروم آروم تیغ می کشید درسته زیاد طول کشید ولی کارش خوب بود
- پاکش کن
- من صورتت رو بشورم
- نه گیج می زنی دستمال
از تو کابینت بالای سنگ دستمال سفیددراوردو آروم آروم می کشیدرو صورتم
- ببین تمیز شد
از آینه نگاه کردم وگفتم : اره مرسی
- میشه بری کنار صورتمو بشورم
رفتم کنار خم شد صورتشو می شست موهای پر پیچ تابش دورش ریخته بود لباسش بلند بودوسفید ولی نازک بود رومو بزگردوندم با ارامش مسواک می زد
- تموم نشد
چون مسواک تو دهنش بود نفهمیدم چی گفت بازخم شد داشتم عصبی می شدم که برگشت وگفت : تموم شد
- خوب
متعجب نگام کرد واقعا خندم گرفته بود
- میگم جات خوبه
- واسه چی
به وان اشاره کردم گفتم : یه دوشم بگیر بعد برو
با حرص کنارم زد رفت بیرون خوب خودش خنگ بازی دراورده چی بگم بهش

سرم تو کتاب بود داشتم صدای جارو برقی داشت رو روانم راه می رفت بلندشدم اومدم بیرون
- خاموشش کن
نمی شنید برقشو از پریز دراوردم سرشو راست کرد
- مگه گوشات مشکل داره دارم درس می خونم این موقع جارو زدنه .بعدم تو چرا جارو می زنی
- پس کی بزنه
- من بزنم
- تو بزنی
دسته جارو رو ازش گرفتم وجارو رو برداشتم
- می خوام جارو بزنم
- بعدا درس دارم
جارو رو گذاشتم تو آشپزخونه اومدم از کنارش رد شدم با حرص نگام می کرد
- برو با یه چیز دیگه مشغول شو .
رفتم سراغ کتابهام وقت کم داشتم باید جبران می کردم
دیدگاه ها (۱۳)

*گل یخ**محمد*دم غروب بود دیگه بلندشدم از اتاق اومدم بیرون ور...

*گل یخ**فرشته*از حموم اومدم بیرون موهام خشک کردم به خیال ای...

*گل یخ*با جیغ زن عمومنو محیا رفتیم طرف پذیرایی با شکستن شیشه...

*گل یخ*تموم حواسم به فرشته بود به رفتار اونا که داشت کم کم ع...

in your eyes

پارت دومتقریباً دو ساعت گذشته بود. تبم یه کم پایین اومده بود...

in your eyes

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط