کفشهایم رامیپوشم

کفشهایم رامیپوشم
ودرزندگی قدم میزنم
زندگی ارزش رفتن دارد
آنقدرمیروم
تاصدای پاشنه هایم
گوش ناامیدی راکرکند
خوب میدانم کفش هایم
پاهایم رامیزنند
اماهمچنان خواهم رفت
زیرازندگی ارزش لنگان رفتن را دارد
دیدگاه ها (۱)

اسم رمان : گوهر مارگارتا فصل 1 کل داستان زبان هی بدون هیچ دل...

برده عمارت جئون

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

Fourteen

~👔 | فراتر از پرتره‌ های دوران رنسانس: جین و Gucci / امروز😭💋...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط