یه روز دم در مدرسه واستاده بودم میخاستم تاکسی بگیرم. عاقا

یه روز دم در مدرسه واستاده بودم میخاستم تاکسی بگیرم. عاقا یه پراید اومد سرعتم کم از کنار میومد فک کردم تاکسیه دست بلند کردم دیدم سرعتو کم کرد واستاد. رفتم سوار شم دیدم راننده پیاده شد رفت دم مدرسه. نگو پدر یکی از بچه ها بوده. هیچی دیگه دماغم سوخت جزغاله شد.
عین تصویر جزغاله شدم
دیدگاه ها (۱)

ضد حال به این میگن: کامپیوتر رو خاموش می کنی میری تو تختت زی...

طرف اسم آیدیش رو گذاشته"جوجه طلایی" ازش میپرسم چند سالته؟میگ...

میترسم تحریم رو کامل کنند، دیگه برای خانمها لوازم آرایش وارد...

دختر خانومای عزیز برین به مادرتون کمک کنین گناه داره به خدا ...

spy x love

Pat:3اسم: عاشق چشماش شدما.ت . دوستت دارمجونگکوک .😨ا.ت . 😧ا.ت...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p1ویو کوک°نور خور...

پدر خوانده فصل دو

No like ...نه میشد گفت کوه بودند ...نه میشد بگم تپه بودند ....

رمان عشق ممنوع

رمان عشق ممنوع

part53. . ×بوم آدرستو بگو تاکسی بگیرم برات+نه نیاز نیست با ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط