پدر خوانده فصل دو

P¹¹




۵۰مین بعد

_رسیدیم.

_ات؟
_ات پیاده شو

KooK POV

برگشتم سمتش که دیدم دستش هنوز رو بی‌بینیشه و خوابش برده،قلبم باز داره با سرعت میتپه جدی جدی باید یه چکاپ برم.
آروم با دستم تکون کوچیکی به بازوش دادم.

_ات نمیخوای بیدارشی؟ مدرست دیرمیشه ها.

من چرا صدام اینقدر ملایم شده؟چرا باهاش خوب رفتار میکنم؟ اه دوروزه کلا همه چی بهم خورده.
از خودم بخاطر کار های احمقانم عصبی شده بودم که ناخودآگاه با داد بلند و عصبی صداش زدم.

_ات؟ بلند شو!

عین برق زده ها بالا پرید.

+چیشده؟!

با چشمای درشتش و دهن باز بهم خیره شده بود موهاش بهم ریخته بود،شبیه بچه ها شده بود.
ناخداگاه لبخند کم‌رنگی زدم که چشماشو ریز کرد.

+به چی میخندی؟!

_چی؟کی؟من؟توهم زدی. مدرسه ات دیر شد نمیخوای بری؟!

با دستش زد به پیشونیش.

+اخخخخ.یادم رفت.
باعجله خواست پیاده شه که دستمو گذاشتم روی رون پاش.
عین برق زده ها سمتم چرخید جوری که حس کردم مهره های گردنش شکست،قصم میخورم صدای شکستنش رو شنیدم.
_چیزه....موهات.

+چی؟ ها؟ آها.
سریع سعی کرد موهاشو درست کنه که بیشتر بهمشون ریخت دستمو از رونش برداشتم و از داشبورد یه شونه کوچیک درآوردم.

_برگرد.

موهاشو شونه کردم و حالتشونو درست کردم .

ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۰)

پدر خوانده فصل دو

پدر خوانده فصل دو

چیزی که مال منه فقط مال منه کسی حق نداره نزدیکش شه

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۰۲تهیونگ-کر به نظر میرسم؟ با ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_21فروشنده لب های ژل زده اش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط