part: ¹⁶
part: ¹⁶
جین متوجه شد که از صدای بلندش ترسیدم در همون حالت دستم رو فشرد و با اینکار بهم اطمینان داد .
جین : چیزی نیست نگران نباش .
خاتون : جین مطمعنی تو میتونی بچه دار بشی یا این یکی عروس هم بی عرضه است . ( تمام حرف های خاتون با کنایه و حرف های الیویا با عشوست)
جین : من نمیخوام هنوز بچه دار بشم . میخوام ببینم میتونم با ات کنار بیام یا نه .
اون ها داشتن رسما به من توهین میکردن . من هنوز یک ماهه عروس اینا شدم اینطوری رفتار میکنن اگه بچه دار نشم چی . اگه جین بچه دار نشه چی . افکارم فوق العاده بچه گانست باید روی رفتارم کار کنم . خاتون با کنایه حرف میزد.
خاتون : ات میز صبحانه رو جمع کن و برامون قهوه بیار
دستم توسط جین کشیده شد .
جین: ات دلش درد میکنه نمیتونه کاری کنه .
با خجالت به جین نگاه کردم . نگاهش بهم فهموند که چیزی نگم و منو به اتاق برد .
جین : ات یادت باشه من بهت علاقه ای ندارم ولی دلمم نمیاد بهت چیزی بگم پس خودت شورشو در نیار .
ات : چشم .
با تیری که زیر دلم کشید داشتم میوفتادم که جین گرفتم .
جین : ات چیزی شده؟
ات : آه عاههههه .
جیت : ات ،ات بلند شو خوبی ؟
ات: نههه آههه
جین ات رو برآید بلند کرد و برد و سوار ماشین شدن رفتن بیمارستان .
پرستار ها با دکتر اومد .
دکتر : چی شده .
جین : زیر دلش رو گرفت ناله کرد .
دکتر بریم برای آزمایش
ادامش توی کامنت ها
جین متوجه شد که از صدای بلندش ترسیدم در همون حالت دستم رو فشرد و با اینکار بهم اطمینان داد .
جین : چیزی نیست نگران نباش .
خاتون : جین مطمعنی تو میتونی بچه دار بشی یا این یکی عروس هم بی عرضه است . ( تمام حرف های خاتون با کنایه و حرف های الیویا با عشوست)
جین : من نمیخوام هنوز بچه دار بشم . میخوام ببینم میتونم با ات کنار بیام یا نه .
اون ها داشتن رسما به من توهین میکردن . من هنوز یک ماهه عروس اینا شدم اینطوری رفتار میکنن اگه بچه دار نشم چی . اگه جین بچه دار نشه چی . افکارم فوق العاده بچه گانست باید روی رفتارم کار کنم . خاتون با کنایه حرف میزد.
خاتون : ات میز صبحانه رو جمع کن و برامون قهوه بیار
دستم توسط جین کشیده شد .
جین: ات دلش درد میکنه نمیتونه کاری کنه .
با خجالت به جین نگاه کردم . نگاهش بهم فهموند که چیزی نگم و منو به اتاق برد .
جین : ات یادت باشه من بهت علاقه ای ندارم ولی دلمم نمیاد بهت چیزی بگم پس خودت شورشو در نیار .
ات : چشم .
با تیری که زیر دلم کشید داشتم میوفتادم که جین گرفتم .
جین : ات چیزی شده؟
ات : آه عاههههه .
جیت : ات ،ات بلند شو خوبی ؟
ات: نههه آههه
جین ات رو برآید بلند کرد و برد و سوار ماشین شدن رفتن بیمارستان .
پرستار ها با دکتر اومد .
دکتر : چی شده .
جین : زیر دلش رو گرفت ناله کرد .
دکتر بریم برای آزمایش
ادامش توی کامنت ها
- ۷.۵k
- ۱۷ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط