•

•

عاشق ماه رجب بود و
از ماه رجب عاشق اعتکافش؛
یه بار رفیقاش بهش گیر دادن كه
حاج عبدالله،فکر نمی‌کنی
اگه این سه روزو سر کار بمونی و
به مردم خدمت کنی،
مفیدترِ و ثوابش بیشتر؟!
گفته بود:
شما دو هفته مرخصی می‌گیرید
و می‌ری شمال و تفریح و استراحت،
منم سه‌روز مرخصی می‌گیرم تا
با خدای خودم تنها باشم؛
در حقیقت من می‌رَم تا
انرژی بگیرم و وقتی برگشتم
بهتر و بیشتر به مردم خدمت كنم...

#شهید_عبدالله‌_اسکندری
دیدگاه ها (۲)

چند پارتی

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش دوم_ ریچل_به خانه که برگشتم ویل رفته بود.آ...

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "35""ویو جئون آنجلینا"" • ...

پارت ۴۷ — نامه‌ای که نرسیددو ماه از تبعید یورا گذشته بود.حال...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

پشتِ دیوارِ سردت«چطور می‌تونم باور کنم عاشقمی، وقتی خودت کسی...

My Vampire Mate Season 2 part : 51

عاشق part³کوک سوار ماشین شد که ات گفت :• کوکی ازت ممنونم- پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط