دعوامون شد...

دعوامون شد...

گفتم: دیگه نه من نه تو...!
گفت: میخامت دیووونه...!

گفتم: ولی من نمیخامت ، فقط هرچی داریو بردار و برو..
اومد سمتم،بغلم کرد انداختم رو شونشو راه افتاد بره...!

گفتم: دیوونه چیکار میکنی؟
منو بزار زمیییییین...!!!!

گفت:مگه نگفتی همه چیتوبردارو برو؟
منم همینکارو کردم!!!
Eshgh b in migan..
دیدگاه ها (۲)

____[The Forbidden Crossing]____

چند پارتی جونگ کوک

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

لبخند قاتلپارت²²ویو سلینبعد از تموم شدن کلاس، کلارا گفت باید...

I can be myself with himPart¹⁰⁰کلی غذا روی میز بود..از رامیو...

ٌسلادعوامون شد...گفتم: دیگه نه من نه تو...!گفت:میخامت دیووون...

.دعوامون شد... گفتم: دیگه نه من نه تو...!گفت: میخامت دیووونه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط