یه بار ساعت های ۳ شب یهو از خواب بیدار شدم یه سایه دیدم ب

یه بار ساعت های ۳ شب یهو از خواب بیدار شدم یه سایه دیدم بعد یهو صدای جیر جیر در میومد از ترس رفتم زیر پتو بعد چند دقیقه عروسکای اتاقم همشون افتاده بودن رو زمین وخیلی وحشت ناک بود. از ترس بیهوش شدم صبخ که بیدار شدم عروسکام همشون کنارم بودن من فکر کردم توهم زدم بخاطر همین به هیچکس هیچی نگفتم😐

آیدی👇🏻
https://wisgoon.com/parsa6685
دیدگاه ها (۸)

#عشق در نگاه او part 5 ویو سالی@داشتیم با سوزا خوراکی می خود...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

پری کوچولوی من پارت ۲کوک: به بدم کش و قوصی دادم و خمیازه کشی...

From Enmity to Love

🌹 My Dream 🎤Part ²¹همشون بلند شدن و شروع کردن به جمع کردن می...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹.part:¹...

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

رمان عشق ممنوع

پارت...؟عشق ابدیهمه خوابیدنوفردا صبحشدو: از خواب بلند شدم اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط