در خیابان به من گفت:

در خیابان به من گفت:

در این گرمای تابستان زیر چادر آب پز نمیشی؟

و بعد انگار کسی در گوشم گفت:

«... قل نار جهنم أشد حرّاً»
بگو که آتش جهنم بسیار سوزان تر است
دیدگاه ها (۷)

برادر یعنی:ب= بهترین تکیه گاهر= رفیق ترین شخصا= ارامش دهندهد...

سلامپوسترتولدبرای بهارجانطراحیه خودمه چطوره¿

★بچه ها لطفاهمتون اینو بخونید مدیونیداگه نخونینش ★به سلامتی...

خدایا کودکیم را گرفتی ب من جوانی دادی عقلم را گرفتی ب من عشق...

شب دویستم در محراب عشق!شب دویستم است. دویست شب از آن روز سیا...

شب دویستم در محراب عشق!شب دویستم است. دویست شب از آن روز سیا...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :يا إِلٰهِى وَرَبِّى وَس...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۳‌آنیا حس کرد که زمی...

سناریو تهیونگ

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۷‌بعد از یک هفته‌ای ...

رمان: گرفتار توپارت شانزدهم (بخش اول: بازی با آتش)هنوز نفسم ...

الان اینقدر بزرگ شده که دیگه بستنی نمی‌خوره! حالا تو با این ...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۵: رقصِ تیغ‌هاصدایِ قلبم رو که توی...

دلتنگ یک رفیق پارت؟ *اندکی بعد در زیر زمین *_آه. انگار کل ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط