part 8عشق پنهان

part 8عشق پنهان
《ویو جونگ کوک》
رسیدم عمارت لی سوهو وارد عمارت شدم یک خدمتکار اومد سمت من
خدمتکار: سلام آقا خوش اومدین از این طرف
من و برد اتاق کار لی سوهو
جونگ کوک: سلام من کیم مین سو هستم
سوهو: سلام خوشبختم گفته بودین برای قرار داد اومدین درسته؟
جونگ کوک: بله
قرار داد رو گذاشت جلوم
سوهو: خب ۶۰درصد پول رو شما میزارید ما بقیش رو من میزارم
جونگ کوک: چرا ۶۰ درصد رو من بزارم؟
سوهو: تو بیشتر از سود پول سهم میبری قبوله
جونگ کوک: بس من ۶۰درصد سود رو برمیدارم
سوهو: قبوله
میدونستم یک نقشه ای داره ولی خب بابام گفت(که تو فقط قرار داد رو ببند بقیش با خودم)
جونگ کوک: قبوله
سوهو: فقط شما همسر دارید؟
جونگ کوک: نه چطور؟
سوهو : آه توی قرار دادمون هم نوشتم که باید طرف مقابل متأهل باشه
جونگ کوک: چی؟
سوهو : من میتونم به شما یک هفته وقت بدم که ازدواج کنید اگر قبول نمی‌کنید،دیگه قرارداد رو امضا نکنید
مجبورم بخاطر بابام قبول کنم آه
جونگ کوک: قبول میکنم
سوهو : پس هفته ی دیگه میبینمت《پوزخند》
از عمارت اومدم بیرون سوار ماشین شدم به بابام زنگ زدم و اونا رو برای شام دعوت کردم عمارت ...
شرط پارت بعد❤💋
۷۰ تا لایک💎
۲۰تا کامنت🌺
۱۰ تا بازنشر🌹
یک کرمی توی وجودمه میخوام یک کوچولو اسپویل کنم خب برو پایین


























































پایین تر ...





































































خب درواقع پدر کوک بخاطر اون چیزی که به کوک گفت نمیخواد انتقام بگیر مسئله خیلی بزرگ تر از این حرفاس اره دیگه اسپویل تا ۵۰ پارت آینده رو کردم😂😂
خب اسپویل بعدی رو میخوای بفهمی برو پایین تر...


























































































خب پایین تر😂کرم دارم میدونم






















































































واقعا فکر کردی بازم اسپویل میکنم😂😂نه اوکی الان فهمیدین چقدر آدم کرمکی هستم😂😂😂😁
دیدگاه ها (۳۵)

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : two ویوی جونگ کوک :(بک آپ به پنج...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²³ویو: اتماشین بالاخره جلوی عمارت ...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

معرفی فیک

🖤 عروس مافیا | پارت چهارمساعت ۲ بعدازظهر | عمارت جونگ‌کوکا/ت...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

شب تولدم فصل 3پارت 6راه افتادیم به سمت بار وقتی وارد شدیم چن...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط