تو..

تو..
بی معرفت ترین موجود زمینی
میدانی چرا؟
آن زمان که در اوج تنهایی..
آغوش تو تنها چاره بود
از من دریغ کردی
وای که تا تو ، چقدر راه زیاد است...
اما دیگر نه آغوشت را میخواهم...
نه یادت را...
من به همین چهار دیواری تنهایی
.... دلخوشم ....
دیدگاه ها (۳)

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

جئون جانگ کوک فرشته ی آرمی هاگلدن مکنه کیوتی عشق من روزت مبا...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

روحِ من زيباترين بود، تو در آن رنج کاشتی.🥀#دلانه​اعتماد در ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط