زین میگه یه بار به هری گفتم که میخام گروه رو تو 30 فوریه

زین میگه یه بار به هری گفتم که میخام گروه رو تو 30 فوریه ترک کنم اون ساعت ها گریه کرد تا وقتی که متوجه شد اصلا 30 فوریه نداریم.
دیدگاه ها (۱)

برادر ناتنی من Part 1ویو جنایه خانواده اومدن و تهیون رو دیدن...

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

نشستم دوباره نگا کردم قسمت آخر و تو هارد داشتیم مامانم گفت چ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:20فقط به ا.ت صدمه زدم فق...

دوستم به خاطر چی باهام قطع رابطه کزد؟چون باعث شدم که از یه گ...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

P²⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

پارت: 16 (بخش3) **زاویه دید: هیزل**احترام.* این کلمه تو سرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط