یک دردو دل دوستانه (وقتی به امید خوشبختی واردزندگی میشی د

یک دردو دل دوستانه (وقتی به امید خوشبختی واردزندگی میشی دنبال چی هستی وچه هدفی داری شماهارو نمیدونم اما من یه تکیه گاه میخواستم کسی که شاید. کنار زندگیمون بتونه جای خالی پدزم را بگیرد اما نتیجه چیز دیگه ای شد .حالا نه تنها پدرم نبود مشکلات روحی روانی که باید بایه. بی معرفت ادامه میدادی غیر ممکن بود. خوب نتیجه دوبا ه تنهایی وبیچارهگی خیلی بدتر آخه یه نوزاد کوچیکم بود که نمدونستی با اون که حاصل این. ندگی بود چکار کنیبخدا تمام سعیمو کردم که دخمل خوشگل مامان تجربه تنهایی رو نداشته باشه با این تفاوت که پدر تو خدا زود ازت گرفت وگرنه نمونه یه پدر کامل. بودحتی وقتی بد ازمدتها که تلاش کردم مامانم ودا اش گلم ماجرای این همه اختلافو ندونن آخه ازدوامن با یه خواستگار غر یبه بود که. از همکاران برادرم بود و از ابتدا گفته بود داشم که من تضمینش میکنم ولی خوب ذات انسانها با هم فرق داره و من دوست تداشتمکه داداشماحساس بدی پیدا کنه وخودشو مقصر بدونه ولی سعی بی نتیجه وتلاش بیخودیم باعث به وجود اومدن این تفل بی گناه شده بود با سعی زیاد ومدارک قانونی جدا شدم. وزهای اول عذاب وجدان داشتم دلم میسوخت که بیشتر سعی نکردم تا دخترم بدونه پدر بزرگ نشه اما یه نتیجه خوب داشت این ازدواج اگر هر یختی داشتخدا دختری بهم داده که تمام هستی دنیارو نمییتونم با اون ب اب ی کنم خدایا شکرت تو بهترینی هر وقت که به پشتس م نگاه میکنم میگم خدا تو بهترین مرد روقسمت من کردی کسی که اسمش تنمو به لرزه میانداخت بهترین آرامش دنیا وآسایشش رو به من داد دلم براش میسوزه که با حماقتاش این گلو از دست داد روز دادگاه چون حق با من بود آقای قاضی تصویب کرد که مهرمو کامل بده ومنم اجازه دیدن گل روبهش بدم من چون قبل ازشروع اقدام به طلاق قول داده بودم اگه جدا بشه. ودوخیمو بده بهمن چیزی ا ش نمیخوام. با وجود اوصاع مالی خوبی که داشت ولی رو خرفم م ندم و ا نو قانونا با بخشیدن مهریه ام از دیدن همه زندگی یعنی دخترم محروم کردم امیدوارم. تصمیمی که گرفتم فقط به نفع دخترم باشه آخه من مطمعنم که ازنظرمادی میتونم ساپورتش کنم محبت ندیده پدرشو چی مامانم وقتی حرف پدرمو میزنه طوری از خوبیاش میگه ودر آخرشم میگه وا مگه مرد بد وجود داشت ما نمیدونستیم آخه من باباتونو دیدم فکر کردم مرد بد وجود نداره خدایا چرا انقدر فرقه بینه آدما مگه آدم وحوا با هم نیومدن از بهشتت بیرون پس چ را خیلی کم آدم تحویل تو دادن از نسلشون بقیه که حیوان هستند زاده کییند پس) با عرض پوزش که سرتونو درد آوردم خواستم اگه کسی میتونه یه کم کمک کنه تو این موضوع که تصمیمی که گرفتم درست بوده یا نه ومن عذاب وجدانی که دارم اشتباه است بخدا الان دخی 4/5 سالشه ولی تواین 3 سال نه اون یاد بچه ام بود نه دخمرم یکدفعه اسمشو آورد تازه دیگه شبا با دادای اون ن زاد کوچیکم وحشت نمیکنه ولی میترسم از روزی که بگه توباعث شدی من از نظر خودم وهمه اونایی که موضوع زندگیمو میدونن کارم درست بوده از نظر یه دختر که تکیه گاه میخواد چی هر قدر هم بگم تکیه گاه نبود که هیچ گلوگاه بود که. باعث خفگی میشد
دیدگاه ها (۵)

‍ ‍ حال ادما همیشه بستگی به یکی داره ...با خوشحالیش خوشحال ...

عشق منP5۳مچ دستمو از دستش کشیدمو رفتم سمت اتاقی که دخلش بودم...

the first lie

🎀 BTS Reaction | وقتی میگی «جز من با یکی دیگه‌ای» 😳نامجون:«چ...

وقتی اومد، گفت: «من با همه فرق دارم. پناهت میشم، تکیه‌گاهت م...

کپشننننن💘💘💘دوردونه سکسی🤤🔞پارت سِنشستم روی تختش نگاهمو تو کل ...

By necessity پارت 1ویو بورام با صدای الارم بیدار شدم رفتم سر...

رقص مرگ و عشقp¹⁵اشک‌ها مثلِ سیل رویِ صورتم جاری شده بودن. تم...

Enemys Embrsce [ part ۲۴ ]

چند پارتی پارت ۱صدایِ خش‌خشِ برگ‌های پاییزی زیر پاهام، تنها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط