ڪاش خیــاطِ بهتــری بــودی

ڪاش خیــاطِ بهتــری بــودی
 ایــن تنــهایی بـه تنـم زار میـزند
 و جیـب هایش بـزرگ تر از آن است
 ڪه با دست هایِ مـن پر شود
 باید از فردا ڪمی بیشترغصه بخورم . . . !
دیدگاه ها (۳)

بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است

رفتی و نـرفتی از ضمیـرمـ #سعدی

گاهی تمامِ دار و ندارت میشود مرور خاطراتخواندن پیغامهای خاک ...

دنیا را گلدانی تصورکن و هرکسی را که زنده است گلی روئیده در...

به او #نگاه کردم.ازجا پرید!دست انداخت زیر چانه‌ی من و با چنا...

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیستــم سـی آگـوسـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط