دیگه این قوزک پام یاریِ رفتن نداره

دیگه این قوزک پام یاریِ رفتن نداره
لبای خشکیده م حرفی واسه گفتن نداره
چشای همیشه گریون آخه شستن نداره
تن سردم دیگه جایی برا خفتن نداره

دیگه این قوزک پام یاری رفتن نداره
لبای خشکیده م حرفی واسه گفتن نداره

دیگه این قوزک پام یاریِ رفتن نداره
لبای خشکیده م حرفی واسه گفتن نداره
چشای همیشه گریون آخه شستن نداره
تن سردم دیگه جایی برا خفتن نداره

دیگه این قوزک پام یاری رفتن نداره
لبای خشکیده م حرفی واسه گفتن نداره

می خوام از دست تو از پنجره فریاد بکشم
طعم بی تو بودنُ از لب سردت بچشم
نطفه ی باز دیدنت رو توی سینه م بکُشم
مثل سایه پا به پا من تو رو همرام نکشم

دیگه این قوزک پام یاری رفتن نداره
لبای خشکیده م حرفی واسه گفتن نداره

بذار من تنها باشم می خوام که تنها بمیرم
برم و گوشه ی تنهایی و غربت بگیرم
من یه عمریست که اسیرم زیر زنجیرغمت
دست و پام غرقِ به خون شد دیگه بسه موندنت

دیگه این قوزک پام یاری رفتن نداره
لبای خشکیدم م حرفی واسه گفتن نداره
دیدگاه ها (۱)

ازدواج پر حاشیه من☆پارت ۴☆وقتی رسیدیم وارد عمارت شدیم که خدم...

#تکپارتی چرا نمیتونم از فکر کردن بهت دست بکشم...؟بنگچان( این...

★彡   Part 52 彡★ صبح روز بعد، درست بعد از صبحانه پدر و مادر ت...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۳۹ویو راوی همینکه خو...

وست دختر کوچولوی من پارت3ویو روز اول مدرسه م/جس: کی واسه روز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط