#چای میریزم و سرد می شود

#چای میریزم و سرد می شود
بغضم را چاشنی طعم گسش میکنم و چایی را که تو نخوردی، یک نفس سر میکشم؛
اما این بغض بزرگتر از آن است که بشود با یک فنجان چای تلخ و یخ کرده آن را قورت داد!
مثل یک حبه قند خیلی درشت می ماند که تنها چاره اش شکستن است...
بغضم را مثل قند میشکنم، خرد می شود، اما...
این چای سرد شده هنوز هم تلخ است!
دیدگاه ها (۳)

طࢪز تهٔیه  مꥇ𐇽اچأ🍵مواد لازم:۱ تا ۲ گرم پودر ماچا (حدود ۱ تا ...

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۱: عطر وانیل در میان د...

پارت ۳۲اولین صبحِ دنیایِ جدیدِ رزا با نورِ سردِ خورشید و درد...

پارت: 12 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*وقتی بالاخره سرش را بلند ک...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۷

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

این آقای کرجی روزانه ۲۲۰ فنجان چای می‌نوشه! داداشمون با هر ن...

این جهان فنجانزندگی، چون چاییعشق، چون حبه قندکه اگر حل نشود ...

این جهان فنجانزندگی چون چایی عشق چون حبه قندکه اگر حل نشود ...

این جهان #فنجانی زندگی چون #چایی #عشق چون حبه قند که اگر حل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط