کافه را خلوت کن امشب کار دارم کافه چی

کافه را خلوت کن امشب کار دارم کافه چی
درسرم امشب هوای یار دارم کافه چی
قهوه های ناب ترکی را برای من بیار
هم نشین ، یک شهره ی بازاردارم کافه چی
بار کن یک شربت اکسیر ناب زعفران
با نگارم وعده ی دیدار دارم کافه چی
کافه چی،سنگ صبورم ، روی میز من بیا
با تو دنیایی پر از اسرار دارم کافه چی
گر نگاه او به چشمان من افتاده بدان
حال من مست ودلی هشیار دارم کافه چی
یار من زیباست ،رویش مثل قرص ماه، من
ترس از چشمان این اغیار دارم کافه چی
بازهم امشب دلم را یار باش، آن دم که من
سر به روی شانه ی دلدار دارم کافه چی
دیدگاه ها (۷)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p4«صورتشو می‌بینی؟»نینا سرش رو تکون داد.«...

part : 48chapter : 2^^ ببینم تو دوست پسر نداری ؟+ نه ندارم^^...

قرار زیر بارانجونگ‌کوک از وقتی از خانه بیرون آمده بود، فقط ی...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

غروب...بعد از قدم زدن در باغ...ات و کوک به عمارت برگشتند.ات ...

پارت: 18 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**دخمه‌ی تجهیزاتِ سمعی‌بصری...

......//برده ی زیبا//......

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟝: حرف‌های ناگفتهروز بعد، ا/ت از ساختمان دا...

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط