حسودم،

حسودم،
به انگشت‌هایت
وقتی موهایت را مرتب می‌کنند
حسودم،
به چشم‌هایت
وقتی تو را در آینه می‌بینند
و حسودم،
به زنی که رد شدن از لنزهای رنگی‌اش 
رنگ پیراهنت را عوض می‌کند
چه کار کنم؟
من زنِ روشنفکری نیستم
انسانی غارنشینم،
که قلبم هنوز در سرم می‌تپد
دیدگاه ها (۵)

### 🩸 پارت چهارم: بازتابی بدون چهرهتاریکی مطلق. حتی نوک انگش...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.11 (روایت از زبان ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸¹چقدر این قیافه برام آشناست..ابروهام ن...

#عشق_ممنوعه‌_شبپارت هفتم | صدایی از گذشتهبرای چند ثانیه نتون...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹¹﴿ویو ات﴾وقتی چشم‌هایم را باز کردم، همه...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆چند دقیقه‌ای بود که توی اتاق ن...

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط