پارت ۴🤍❄

پارت ۴🤍❄
برش زمانی به حال:
تهیونگ: انتظار داری دروغاتو باور کنم
ات: دروغ نیستت(گریه
تهیونگ: گفته بود انتقام میگیرم الان وقتشه
ات: چ. چیی
راوی:
تهیونگ رفت سمت جیسو اسلحه رو کذاشت رو سرش
تهیونگ: با دخترت خداحافظی کن(پوزخند)
ات: و. ولششش کننن (گریه
تهیونگ: باشه..
ماشرو کشید
ات: چرا میخوای بچه ی خودتو بکشییی(داد و گریه؛)
تهیونگ: چ. چیی
ات: جیسو دختر خودته (گریه
تهیونگ: اینو میگی که بچتو نکشم
ات: نههههه... بعد اینکه رفتی دوماه بعد من باردار شدم اون بچه از تووووو (گریه
جیسو: م. ماما(بیحال و بغض)
ات: جانم دخترم
جیسو: میتلسم(بغض
ات: ولش کن تهیونگ تروخدا(بغض
تهیونگ: باشه ولی هنوز کارت دارم
ات سریع دوید جیسو بغل کرد
ات: خوبی نفسم؟
جیسو: ماما
ات: جانم
جیسو: گ.گلبم دلد میتونه
ات: چ. چی
جیسو: تابم میاد
ات: ن. نهه مامان نخواب باشه
جیسو: چشاشو بست
ات: جیسو... جیسو تروخدا اکه مامانو دوست داری بیدار شو(گریه
تهیونگ: چ. چیشده
ات: لعنت بهت همش تقصیر توهههه(گریه و داد)
تهیونگ: چی میگی
ات: جیسو بیماری قلبی دارههه عوضییییییییی(داد و گریه)
تهیونگ: سریع جیسو رو بغل کرد رفت بیمارستان
برش زمانی به بیمارستان:
تهیونگ: دکتر.. دکترررررر(داد)
دکتر: بلهه چیشده
تهیونگ: د. دخترم حالش بد شده
دکتر: اوه.. خانم پارک
ات: تروخدا دکتر یه کاری کن(گریه
دکتر: باشهه
جیسو رو بردن اتاق
نیم ساعت بعد:
ات: اگه بلایی سرش بیاد چیی(گریه
تهیونگ: نترس چیزیش نمیشه
ات: حرف نزن همش تقصیر توعه(گریه
تهیونگ: بغلش کرد
ات: گریه
دکتر امد بیرون
ات: چ. چیشد دکتر
دکتر: من قبلا بهتون گفته بودم
برش زمانی به صحبتای دکتر:
پایان🤍❄
دیدگاه ها (۰)

dark love

چند پارتی درخواستی

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

[ چندپارتی تهیونگ ] [ پارت ششم]تهیونگ بلاخره رسید ، اون ده د...

دوپارتی درخواستی

موضوع=وقتی دخترشونیم و از اول دوستمون نداشتن و ما بیماری قلب...

رمان تهکوک

پارت 40ویو آت:صدای بلندی ناگهان توی مسیر پیچید. 💥🏁همه‌چیز در...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

تهیونگ گفت:تهیونگ: خب، صبر کن... من میرم یه بطری آب و چندتا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط