بی وفا خاطر شیرین

بی وفا خاطر شیرین
تو بیمارم کرد

بی هدف رهروی این
کوچه و بازارم کرد

سر و جان دیده شدم
تا که ببینم رویت

بی امان خسته در این
حسرت دیدارم کرد
دیدگاه ها (۱)

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۵: اعتراف زیر بارانیک ...

مامور سرشماری: سلام . مادر جانميشه لطفا بیای دم در ؟سلام پسر...

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راالله الله تو فراموش مکن صحبت...

از دو عالم دردت ای #دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر #تو ک...

🩵🤍 چشم‌هایت رادر رؤیاییکه پایان نداشت،دیده‌ام...پناهِ روشنِ ...

سناریو هانما پارت۱

عاشقانه های شبنم

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت سیزدهم 𓆪جیمین سرعت ماشین را بیشتر کرد....

تو جان بودی، جهان بودی، تمام داستان بودیپناه قلب های خسته از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط