نمی دونم از کجا شروع کنم قصه تلخ سادگیمو...
نمی دونم از کجا شروع کنم قصه تلخ سادگیمو...
نمی دونم چرا قسمت می کنم روزای خوب زندگیمو...
چرا تو اول قصه همه دوسم می دارن,وسط قصه میشه سربه سرمن می ذارن...
تا میخواد قصه تموم شه همه تنهام می ذارن...
میتونم مثل همه دورنگ باشم دل نبازم...
میتونم مثل همه یه عشق بادی بسازم تا با یه نیش زبون بترکه و خراب بشه تا بیان جمعش کنن حباب دل سراب بشه...
میتونم بازی کنم با عشق و احساس کسی...
میتونم درست کنم ترس دل و دلواپسی...
میتونم دروغ بگم تا خودمو شیرین کنم...
میتوتم پشت دلا قایم بشم کمین کنم ...
ولی با این همه حرفا باز منم مثل اونام ,یه دروغگو میشم همیشه ورد زبونا ...
یه نفر پیدا بشه به من بگه چیکار کنم؟
با چه تیری اونی که دوسش دارم شکار کنم؟؟؟
من باید از چی بفهمم چه کسی دوسم داره؟؟
توی دنیا اصلا عشق واقعی وجود داره...؟؟؟؟؟؟؟
نمی دونم چرا قسمت می کنم روزای خوب زندگیمو...
چرا تو اول قصه همه دوسم می دارن,وسط قصه میشه سربه سرمن می ذارن...
تا میخواد قصه تموم شه همه تنهام می ذارن...
میتونم مثل همه دورنگ باشم دل نبازم...
میتونم مثل همه یه عشق بادی بسازم تا با یه نیش زبون بترکه و خراب بشه تا بیان جمعش کنن حباب دل سراب بشه...
میتونم بازی کنم با عشق و احساس کسی...
میتونم درست کنم ترس دل و دلواپسی...
میتونم دروغ بگم تا خودمو شیرین کنم...
میتوتم پشت دلا قایم بشم کمین کنم ...
ولی با این همه حرفا باز منم مثل اونام ,یه دروغگو میشم همیشه ورد زبونا ...
یه نفر پیدا بشه به من بگه چیکار کنم؟
با چه تیری اونی که دوسش دارم شکار کنم؟؟؟
من باید از چی بفهمم چه کسی دوسم داره؟؟
توی دنیا اصلا عشق واقعی وجود داره...؟؟؟؟؟؟؟
- ۷.۴k
- ۰۱ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط