مادر شهید «ذوالفقار حسن عزالدین» :

مادر شهید «ذوالفقار حسن عزالدین» :





فکر نکنید که با کشتن فرزندم طاقت مرا می‌گیرید…

فکر نکنید که با بریدن سر فرزندم

قلب زینبی مرا پاره می‌کنید…

به خدا قسم که من منتظر بازگشت پیکر فرزندم هستم

تا عطر سرورم زینب(س) را از آن استشمام کنم…

می‌خواهم او را در سینه خود فشار بدهم

و عطر شهادت را استشمام کنم…

می‌خواهم بایستم و با صدای بلند بگویم

خداوندا این قربانی را از ما بپذیر…

و خون تو را بر آسمان بریزم

تا زهرا(س) خون تو را بگیرد…

پسرم قلب من برای تو بی‌تابی می‌کند

ولکن زینب(س) با صبر خود بر قلب من دست کشید…
دیدگاه ها (۱)

حاج قاسم سلیمانی : نوجوان ۱۷ ساله ای که اخیراًدر سوریه ش...

قرآن کریم : خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد تا آنه...

ویدیویی کوتاه که تکفیری ها از زمان به اسارت درآمدن شهید عزا...

برای شما ارزومندم ...

چه بود زندگی؟اگر تو نمی‌رسیدیو مرا از لابلای خون و جنون نجات...

‌˼ بِسۡـم‌ِرَب‌ِالْحُ‌ـسِی‍ـنۡ...˹🤍🕊️ ...

In the shadows of the hall I watch you, far from that crownR...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

ادامه ترجمه🎂🐨🐨 تمام تلاشمو می‌کنم تا هر روز رو به بهترین شک...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²دردی در قلبم هست که مرا نمی‌کُشد، اما اصلاً شب...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش اول_پیش از آنی که بخواهی ا...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط