مَن‌ کسی رو به خاطرِ نبودنش سرزنش نمی‌کنم، اما خودم رو به

مَن‌ کسی رو به خاطرِ نبودنش سرزنش نمی‌کنم، اما خودم رو به خاطر دل‌بستنَم نمی‌بخشم. نمی‌بخشم چون نمی‌خوام فراموش کنم. فراموش نمی‌کنم چون چیزی درونِ من کشته شده. ما حرف‌هایِ زیادی برای هم داشتیم با بغض‌های مشترک. تو همه‌ی تلاشت رو برای وابسته‌ کردن من به خودت انجام دادی، اما من همه‌ی سعیم رو برای این‌که بهت دل‌بسته نشم انجام ندادم. من مقاومت نکردم چون می‌خواستم توی دنیات باشم. دل‌بستم چون این ماجراجویی رو باهات دوست داشتم. قلبِ تسخیر شده، مثل قله‌ی فَتح شده‌ست. تو روح من رو به دست آورده بودی پس طبیعی بود برای ادامه دادن دیگه انگیزه نداشته باشی.
من هرروز وابسته ترعاشقتر دیوونه وااار
اما تو حتی تو احساست درجاهم نمیزدی
من اینقددوست داشتم اینقد زیاد ک بااینکه میدیدم عشق یطرفم بهت داره منونابود میکنه داره ازپادرمیاره منو اما نمیتونستم بیخیال عشقت بشم
اما میدونی همه اینارو هیچی اینکه یکی بغیراینکه حسی نداره بهت بگه توهم حس نداشته باش این از عشق یطرفم بهش بیشترعذابم میده درحدمرگ 💔

اره اون ی تیکه سنگ بودخودش قلبش روحش
اینوخوب میدونم💔
دیدگاه ها (۱)

وقتی که ازشون میخوایم بند کفشمونو ببندن

پارت : 27 (بخش3) **زاویه دید: زین**فضای داخل مرسدس بنزِ پدرم...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

رها❤ فکر نمی کنم هیچ وقت واقعا بفهمی چقدر برام مهمیچون هر چق...

My lovely neighbor part : 64

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

برده عمارت جئون

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : eleven توی مدتی که سوار ماشین بو...

وقتی لباسشونو میپوشیم🐨 نامجون:چند ثانیه فقط نگات می‌کنه.«این...

پشتِ دیوارِ سردتدو هفته گذشته بود.دو هفته‌ای که توی اون، من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط