#محرم

#محرم
جانم فدای نام زیبایت، ابوالفضل
قربان زخم چشم بینایت، ابولفضل

گر من به چای القمه بودم، زِ حسرت
هر آن بخشکیدم برآن روزت ابولفضل
تاسوعا روز قمر بنی هاشم تسلیت باد
ای علمدار رشیدم چه بهم ریخته ای
مثل اکبر چقدر دورو برم ریخته ای

سرو رعنای برادر چِقَدَر کم شده ای
دست و پا می زنی و غم به دلم ریخته ای

چشم های تو شده آینه ی مادر من
با اخا ادرک اخا بال و پرم ریخته ای

خودت افتاده و افتاده زمین پیکر تو
متلاشی شده ای و اثرم ریخته ای

حرمله پیش نگاه تو به من می خندد
می زند داد به خنده..چه بهم ریخته ای
دیدگاه ها (۱)

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

شکوفه های گیلاس🌸🌸پارت۴🌸اودا:خب.....دازای با کمی ترس : اتفاقی...

dark life = 38

یکی از شو کرونای درخواستی داشت

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت 12ویو کوکبارون ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟎دستم ...

★彡   Part 35 彡★ مردی سراسیمه وارد اتاق شد."قربان باید بریم."...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط