بهانهٔ اسبی

بهانهٔ اسبی

🔹شخصی نزد دوستی رفت و از او خواست که اسبش را برای کاری به او امانت بدهد.

🔹صاحب اسب که تمایلی به این کار نداشت، گفت: «اسب دارم، اما رنگش سیاه است!»

🔹مرد با تعجب پرسید: «مگر بر اسب سیاه نمی‌توان سوار شد و کار را راه انداخت؟»

🔹صاحب اسب با صراحت و خون‌سردی پاسخ داد: «وقتی دلم نمی‌خواهد اسبم را به تو بدهم، همین‌قدر بهانه هم کافی است!»
دیدگاه ها (۲)

شیرینی نون خامه ای تحصیل کرده:😂

سلام من به تو یار قدیمی😂

#حکایت_قدیمی شخصی خرِ لاغر و ضعیفی داشت که به قصدِ فروش به ب...

Part 3 | Queen of My Heartاز رفتن جونگ‌کوک چند دقیقه گذشته ب...

part19

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط