الان که از خودم روندمت دل بی صاحابم گرفته خیلی هم درد دار

الان که از خودم روندمت دل بی صاحابم گرفته خیلی هم درد داره وقتی این بغض لعنتی نخواد بشکنه آخه بی مرام چرا اینطوری میکنی چرا اینقده از ماها گریزونی مثلا هم خونیم، اینقده راحت قیدمون رو میزنی، همیشه همینطوری هستی جا میزنی
دیدگاه ها (۱)

دانشجویی با استادگفت :تاخدارانبینم عبادتش نمیکنم استادبه انت...

من ازبرهنگان تن فروش بيزارنيستمازپوشيدگان شرف فروش بيزارم......

شهرمن غربت دیارم بی کسی/اندکی پایین ترازدلواپسی/چند متری مان...

دارم میرم که از نو شم.. گلم؛ نگو که بیرحمی... میخوام حرف بزن...

پارت سیزدهم ویو تهیونگ: از خونه زدم بیرون سوار ماشین شدم به ...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.6کوک:وللش .....ا.ت:باید چیکار کنم؟...

عاشقانه های شبنم

پارت 13رمان ✨عشق مدرسه ای🇰🇷هیونجین: ملکه قلبم بغض نکن رسیدیم...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 130・⁠]⁠ᕗلباس رو روی تخت گذاش...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:24یونگی:ا ا.ت..صبر کن بب...

روباه کوچولوی من پارت بیست و شش ꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای ا...

سکوت پیستPart:¹⁰⁰با اینکه خیلی جلو رفته بودم بازم زدن پوماد ...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.1ا.ت:کوکیییکوک:جانم پیشی کوچولوی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط