از زمزمه دلتنگیم از هَمهمه بیزاریم

از زمزمه دلتنگیم از هَمهمه بیزاریم

نه طاقت خاموشی نه میل سخن داریم

آوار پریشانی است رو سوی چه بُگریزیم

هنگامه ی حیرانی است خود را به که بسپاریم
دیدگاه ها (۲)

دید پنهان انفجار اشکار

عنوان سناریو: بازی جاسوس

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۳: نقاب‌های شیشه‌ایوقتی سوآ دوباره جلوی د...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

پارت چهارم: نقابِ دوستکلاس هنوز پر از همهمه بود که برادرهام ...

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

رمان: در جست و جوی رستگاریپارت سوممیدونم هیچکس جز ساداکو نمی...

تسنیمعراقچی و هیئت همراه سه‌شنبه به تهران باز می‌گردند🔻 فوری...

part 145رو تخت خوابیده بود و چویا آروم موهاشو نوازش می‌کرد.ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط