من صبورم اما ..

من صبورم اما ..
بی دلیل از قفس کهنه ی شب میترسم . بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند می ترسم
دیدگاه ها (۸)

در شیبِ خاموشِ غروبِ ،اندوه آرام‌آرام از شانه‌های شهر بالا م...

غریبه‌ای‌ستکه شب را با سایه‌ی خودش قسمت می‌کندموهای بادخورده...

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

عاشقانه های شبنم

همسایه سایه‌ات به سرم مستدام بادلطفت همیشه زخم مرا التیام دا...

تمام ترسم از این است ڪهیڪ شب بخواهی به خوابم بیاییو من همچنا...

سوگند به شب‌های بی‌ستارهو به زمزمه‌ی باددر رقصِ برگ‌های خسته...

شب‌ها که خوابت نمی‌برهو بی‌دلیل تو رختخواب غلت می‌زنیشاید کس...

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط