زیر باران رفتم

زیر باران رفتم
دلم از پاکی باران لرزید
و نگاهم را شست
و صدایم را برد
و چه زیباست هم آغوش شدن با اشکی
که ز چشمان جهان می ریزد
کاش باران بودم
که دلی می شستم .
دیدگاه ها (۱)

زندگانی، یک نمایش و سینمای همیشگی است. تماشاچیان صحنه ی زندگ...

به سوی تو کشیده میشومجاذبه ای که چشمانت داردزمین هم ندارد.#ع...

سلام به همه ی دوستان عزیز این ایام فرخنده و مبارک میلاد با ...

میگن سه چیز هست که آدم از دیدنش سیر نمی ﺷﻪ‌;جادهآسماندریااله...

فیک شوگا یادم نیست پارت چنده

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_60حس میکردم کثیفم ..از روی ت...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

پارت ۲۸ ته: ساکت شو!همون یک جمله کافی بود.انگار تمام بغضم یک...

«می‌گویند پاییز فصل عاشقی است؛ فصلِ دل‌سپردن‌های بی‌‌هوا و ق...

ادامه پارت ۵۲ قسمت اول

خدا....یه ویترین داره برای بنده هاش خیلی قشنگه...گاهی که به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط