با پایان سال شروع به خانه تکانی کردم, به خانه دل که رسیدم

با پایان سال شروع به خانه تکانی کردم, به خانه دل که رسیدم محبتت را برداشتم نه غباری داشت و نه کهنه شده بود. مهرت جاودانه در دلم خواهد ماند....
دیدگاه ها (۲)

_ در این رهِ، مرا طاقتِ برگشتن نیستنشسته‌ام که مگر جاده به پ...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

دو سال پیش کشیدن این آدم‌برفی ساده رو شروع کردم و نیمه کاره ...

گم شدم در کوچه‌های چشمِ یار،بی‌نشان، بی‌راه، بی‌صبر و قرار.ه...

خانه همان دریایی بود که ترکش کردم.من نهنگ عاشقی بودم که خیال...

در جوار نورانی امام رضا علیه‌السلام، یاد و نام مردی از تبار ...

عاشق part¹ویوات :  از خواب بیدار شدم کوک نبود الان دیگه ظهر ...

چه بسیار چیزهایی که تمام عمر برای به‌دست آوردنشان دویدیم... ...

با ولادت حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم )در عالمِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط