ببین..ما نمیتونیم این جای قصه دست هم و ول کنیم و بریم..
ببین..ما نمیتونیم این جای قصه دست هم و ول کنیم و بریم..
اخه ما هنوز کلی کار نکرده داریم دلبر جان:)
هنوز کلی خیابون هس که با هم قدم نزدیمشون...
هنوز کلی کافه هس که با هم نرفتیم رو صندلیاش بشینیم و تو درحالیکه دستام و گرفتی و دیوونه خطابم میکنی بهم اطمینان بدی که فقط سهم منی:)
ما هنوز کلی باور مشترک باهم داریم که هنوز نساختیمشون:)
هنوز کلی اهنگ هس که با هم زمزمه نکردیمشون...
هنز کلی بغل هس که یخ زده:)...
اخ...میبینی چ قدر هوا سرد شده دلبر جان؟!:)
این بارونای لعنتی بد نبودنت و ب رخم میکشن:)
میدونی تو این مدت ب چیا فکر کردم دلبر جان؟!
ما آخر قصمون اون جوری که من فکر کردم نمیش
من همیشه فکر میکردم داستان زندگی ما مثلا مثل یه کتابه تو دستای یه دختر 20 ساله که آخر داستان تهش قهرمانای داستان به هم میرسن
یا مثلا یه نمایشنامه ایم تو دستای یه کارگردان که فقط برا جالب تر شدن فیلمش ما دوتا و از هم جدا میکنه ولی اخر فیلمنامه درحالیکه خودشم بغض کرده مارو هول میده سمت هم... :))
من فکر میکردم هر چی که بشه اخر قصه ما مثل اخر فیلمای اصغر فرهادی نمیشه:))
میدونی چیه?!من یکم دیر فهمیدم این جایی که ما وایسادیم قصه نیس
این جا دقیقا وسط واقعیته.. :))
دیر فهمیدم تو واقعیت وقتی ادما میرن دیگه واقعا رفتن
اون قدر جدی که گریه های تو برشون نمیگردونه:))
دیدن دلتنگیات حالشون و نمیریزه بهم
خاطرهاشون اون قدر آشوب به پا نمیکنه که زنگ بزنن به هم بگن چدقدر هم و دوس دارن و بعد سریع گوشی و قطع کنن...
من خیلی دیر فهمیدم ادما خیلی بی رحم تر از اونین که ما فکر میکنیم:))
اون قدر بی رحم که میتونن به هر چیزی عادت کنن.....
من فکر میکردم تو نمیتونی قید من و بزنی و من نمیتونم نقطه بزارم ته خط بودنت تو زندگیم
من فکر میکردم تو هیچوقت نمیتونی از اون همه خاطره دل بکنی و من هیچوقت نمیتونم از اون ادم که دوست داشت بگذرم...
من فکر میکردم تو تا همیشه مال منی و من بلدم تا همیشه داشته باشمت...
من فکر میکردم تو نمیتونی تو زندگی بدون تصمیمای منطقی من دووم بیاری و من نمیتونم شب اون روزی که صدات و نشنیدم بخواابم:)...
میدونی اشتباه من چی بود??!
من فکر میکردم میشه همه چی و از نو شروع کرد
من دیر فهمیدم این جا قصه نیس این جا خوده خوده واقیته:)):
#عاشقانه #تنهایی #عشق #رابطه #غمگین #زندگی #کافه #بی_معرفت #جدایی #تنها #خواب #ارزو #ادم #قلب #خیال #بغل #دست #خیابان #قدم #خیابون #سرد #باور #شب #سکوت #سنگین #قصه #واقعیت
اخه ما هنوز کلی کار نکرده داریم دلبر جان:)
هنوز کلی خیابون هس که با هم قدم نزدیمشون...
هنوز کلی کافه هس که با هم نرفتیم رو صندلیاش بشینیم و تو درحالیکه دستام و گرفتی و دیوونه خطابم میکنی بهم اطمینان بدی که فقط سهم منی:)
ما هنوز کلی باور مشترک باهم داریم که هنوز نساختیمشون:)
هنوز کلی اهنگ هس که با هم زمزمه نکردیمشون...
هنز کلی بغل هس که یخ زده:)...
اخ...میبینی چ قدر هوا سرد شده دلبر جان؟!:)
این بارونای لعنتی بد نبودنت و ب رخم میکشن:)
میدونی تو این مدت ب چیا فکر کردم دلبر جان؟!
ما آخر قصمون اون جوری که من فکر کردم نمیش
من همیشه فکر میکردم داستان زندگی ما مثلا مثل یه کتابه تو دستای یه دختر 20 ساله که آخر داستان تهش قهرمانای داستان به هم میرسن
یا مثلا یه نمایشنامه ایم تو دستای یه کارگردان که فقط برا جالب تر شدن فیلمش ما دوتا و از هم جدا میکنه ولی اخر فیلمنامه درحالیکه خودشم بغض کرده مارو هول میده سمت هم... :))
من فکر میکردم هر چی که بشه اخر قصه ما مثل اخر فیلمای اصغر فرهادی نمیشه:))
میدونی چیه?!من یکم دیر فهمیدم این جایی که ما وایسادیم قصه نیس
این جا دقیقا وسط واقعیته.. :))
دیر فهمیدم تو واقعیت وقتی ادما میرن دیگه واقعا رفتن
اون قدر جدی که گریه های تو برشون نمیگردونه:))
دیدن دلتنگیات حالشون و نمیریزه بهم
خاطرهاشون اون قدر آشوب به پا نمیکنه که زنگ بزنن به هم بگن چدقدر هم و دوس دارن و بعد سریع گوشی و قطع کنن...
من خیلی دیر فهمیدم ادما خیلی بی رحم تر از اونین که ما فکر میکنیم:))
اون قدر بی رحم که میتونن به هر چیزی عادت کنن.....
من فکر میکردم تو نمیتونی قید من و بزنی و من نمیتونم نقطه بزارم ته خط بودنت تو زندگیم
من فکر میکردم تو هیچوقت نمیتونی از اون همه خاطره دل بکنی و من هیچوقت نمیتونم از اون ادم که دوست داشت بگذرم...
من فکر میکردم تو تا همیشه مال منی و من بلدم تا همیشه داشته باشمت...
من فکر میکردم تو نمیتونی تو زندگی بدون تصمیمای منطقی من دووم بیاری و من نمیتونم شب اون روزی که صدات و نشنیدم بخواابم:)...
میدونی اشتباه من چی بود??!
من فکر میکردم میشه همه چی و از نو شروع کرد
من دیر فهمیدم این جا قصه نیس این جا خوده خوده واقیته:)):
#عاشقانه #تنهایی #عشق #رابطه #غمگین #زندگی #کافه #بی_معرفت #جدایی #تنها #خواب #ارزو #ادم #قلب #خیال #بغل #دست #خیابان #قدم #خیابون #سرد #باور #شب #سکوت #سنگین #قصه #واقعیت
- ۱۹.۲k
- ۰۸ بهمن ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط