مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

سلام

سلام
اومدم بگم که از امروز دیگه فعالیت نمیکنم
بابام فقط روزی یکی دو ساعت سیم وایفایو میزنه و تو تمام این مدت هم با این شرایط فعالیت میکردم
حقیقتش رو بخواین بابای من یه حیوونه،حیف اسم حیوونای بیچاره که بخوام بزارم روش
تنها آرزوم اینه که اون بمیره
بیشترین آسیب رو تو زندگیم اون بهم زده
یه پدر مهربون،یه داداشی یه اتیسم نباشه و مجبور نباشم مراقبش باشم،یه مامانی که بهم اهمیت بده تنها چیزایی بودن که از زندگی میخواستم
هیچوقت خدارو نمیبخشم بابت این زندگی کوفتی
ممنون از همه کسایی که تا اینجا حمایتم کردن
نمیخواستم اینجوری برم ولی خب نشد...
همتونو دوست دارم
تو ویس با آدمای فوق العاده ای آشنا شدم ولی حیف که دیگه نمیتونم پیشتون باشم
خدافظ برای همیشه
دیدگاه ها (۲۱)

خنده ی ممنوعه.

دازای:موری سان من کار رو نمیکنم..نمیخوام برم- و حرفم و سیلی ...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : nine سریع سمت یکی از ماشینای میل...

پارت ۲

My lovely neighbor part : 56

سلامم★وقت تونو زیاد نمی‌گیرم یه چیزی میخواستم بگم فقط راستش ...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.7هوپی:خب...استرس ترس اضطراب ...ناا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط