آبی تر از انم که بیرنگ بمیرم

آبی تر از انم که بیرنگ بمیرم
ازشیشه نبودم که با سنگ بمیرم
من امده بودم که تا مرز رسیدن
همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیرم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبم
شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیرم
دیدگاه ها (۱)

نمیدانم عزیزکم تقصیر من است یا قانون گذر زمان اینگونه بی رحم...

واست دعا میکنم.

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

رمان باد و ماه (پارت سه)کامیتا:چیی همه هاشیرا هستن اما بع جر...

قسمت ۸(بخش دو)

Part 12

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش اول_پیش از آنی که بخواهی ا...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط