دلــــم برای روز های کودکـی تنگ شـده...

دلــــم برای روز های کودکـی تنگ شـده...

⇦روزهایی کـه توش نه غم و غصه بود و نه نگــرانی و تـــرس⇨

↫روز هایی که آدمـا برای لذت بردن تن به هـر گناهی نمیدادن↬

↶روز هایی که دوست داشتن ها بدون چـرتکه انداختن بود↷

روز هایی که آدما آنقــدر راحت به هم دروغ نمیگفتـن

✔انگار اون موقع ها آدما♥خــــــــدا♥رو بیشــتر و نزدیک تر حــس میکــردن✔

حالا چــه به سرمون اومده!!!

"چــــرا آنقـدر عوض شدیم"
دلــــم گـــرفته از هیاهوی مــردم این شهـــر
هــــوای دلم بس ابریست...

دلـــم میــخواد برگردم به اون روزی کـه کفش های پاشنه بلنـــد مامانمو میپوشیدمو و دعا میکــردم زودتـر بزرگ بشم

⇜به اون روز برگــردمو و دعا کــنم که هیــــچوقت بزرگ نشــــم...⇝
دیدگاه ها (۱۷)

ای خـــــــدااااااااااااااااااااادلــــــممممم خـــیلی گــــ...

یکی نیست همدمم باشهیکی نیست مرحمم باشهجای من هیچ جا خالی نیس...

Cm Plezzzzzzzzz

والا...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

سلاممممم

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

پروانه جان

تولدت مبارک به یکی از عزیزترین آدم‌های زندگی من... 🤍🎂نمی‌دون...

🐰: هر بار که موهام رو می‌شورم، رنگش یه کم تغییر می‌کنه. بعد ...

𓆩♡𓆪 «و این‌گونه، داستان ما به فصلِ هزارم رسید…» 𓆩♡𓆪گاهی بعضی...

A Love Transcending CenturiesPart 7کتابخونه‌ی قصر، از اون کت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط